مشاهده مشاركتي
عنوان : درک تفاوت مشاهده فیلم در اتاق و سالن تلویزیون خوابگاه توسط دختران
مقدمه :
از آنجا که مشاهده تلویزیون یکی از امور عادی و روزمره افراد محسوب می شود و مکانهایی مثل اتاق وسالن تلویزیون در خوابگاه جزء اماکن محدود به شمار می رود . لذا این دو ویژگی موضوع تحقیق کیفی در رسانه ها استفاده کنیم .
هدف از این تحقیق مطالعه تفاوت های رفتاری عادات مشاهده تلویزیون با محوریت حوزه عمومی و خصوصی می باشد که در آن به مشاهده رفتار افراد در چهار ساختمان خوابگاه فاطمیه کوی دانشگاه تهران بپردازیم که از هر ساختمان یک اتاق انتخاب شد و با عادت مشاهده در سالن تلویزیون همان ساختمان مقایسه شد و به دلیل اینکه مشاهدات به هم نزدیک بوده وتفاوت چشمگیری با هم نداشتند در ذیل به توصیف رفتارهای مشاهده شده در یک اتاق و یک سالن تلویزیون بسنده می کنیم .
توصیف رفتار افراد در اتاق
باحضور در یک اتاق چهار نفره که به مشاهده تلویزیون می پرداختند بدون آگاهی افراد به مشاهده رفتار آنها در حین تماشای تلویزیون پرداختند .اسامی افراد حاضر در اتاق عبارت بود.
ساعت 21:15 مریم گفت یادتانب اشد ساعت نه و نیم گنجینه های معبد را نگاه کنیم در همان حین سمیرا به طرف تلویزیون رفت و آن را روشن کرده و روی کانال مورد نظر گذاشت و با زاویه 45 درجه و فاصله تقریبا یک متر جلوی تلویزیون نشست تا سریال شروع شود زهرا هم به طرف یخچال رفت و مقداری میوه برای خوردن آورد و کنار سمیرا نشست و بعد مریم با برداشتن دو تا بالش از روی تختها انها را وسط انداخت و گفت هر کسی می خواهد دراز بکشد اکرم در گوشه اتاق مشغول اتو کشیدن بود گفت : نمی دانم چرا این سریال برای من جذاب نیست و مریم شروع به تعریف از سریال کرد بعد از اینکه فیلم شروع شد هر یک از افراد در مورد شخصیت های فیلم تبادل نظر می کردند و بعد از گذشت چند دقیقه از فیلم اکرم هم به جمع بچه ها پیوست که به نظر می رسید بیشتر برای اینکه در جمع دوستان باشد و صرف میوه جلو آمده بود و در ضمن گاهی توجهاتی به فیلم می کرد و ماجرا را می پرسید که گاهی مریم و زهرا به توضیح جریان فیلم برای اکرم مشغول می شدند که سمیرا به آنها تذکر می داد که بچه ها ساکت باشید تا فیلم را ببینیم بچه ها هم چند دقیقه ای به فیلم توجه می کردند ولی دوباره صحبت را از سر می گرفتند و در ضمن صحبت به فیلم توجه می کردند گاها سمیرا هم وارد بحث می شد سمیرا برای آوردن آب به آشپزخانه رفت و زهرا هم با اتاق دوستش تماس گرفت مریم و اکرم هم مشغول صحبت بودند و با شروع ادامه فیلم دوباره افراد دور هم جمع شدند و به مشاهدات خود ادامه دادند و وقتی در حین تماشای فیلم تلفن زنگ خورد اکرم به آن جواب داد تا اینکه سریال به پایان رسید و ادامه سریال چه خواهد شد دقایقی بحث کردند .
درسالن تلویزیون :
ساعت نه و ربع شب دو نفر در سالن مشغول دیدن اخبار بودند که یک نفر وارد شد و بدون اینکه حرفی بزند نگاهی به ساعت خود کرد و بلافاصله چهارمتر از تلویزیون و با زاویه نود درجه نشست و به دیوار تکیه داد چند دقیقه بعدچهار نفر دیگر وارد شدند و گفتند که ما می خواهیم سریال گنجینه های معبد را نگاه کنیم و فردی که قبلا وارد شده بود گفت ساعت نه و نیم شروع می شود این افراد هم رو به روی نفر قبلی کنار دیوار نشستند و افراد قبلی که مشغول دیدن اخبار بودند گفتند ما می خواهیم ادامه اخبار را ببینیم اما بقیه موافقت نکردند و آن دو نفر سالن تلویزیون را ترک کردند و بعد دو نفر دیگر هم وارد سالن شدند و پرسیددن از افراد قبلی به موازات هم نشستند . حدودا ده دقیقه بعد از شروع فیلم دو نفر دیگر وارد شدند و وقتی پرسیدند که فیلم تازه شروع شده بود ؟ فقط یکی از افراد با اشاره سر جواب آنها را داد و بدون اینکه کسی صحبت کند همه توجه افراد به سریال بود که یکباره یکی از افراد حاضر نکته ظریفی درباره فیلم گفت که همه افراد خندیدند اما بلافاصله دوباره مشغول تماشای فیلم شدند زمانی هم که پیام بازرگانی پخش می شد فقط دوستانی که با هم به سالن آمده بودند در مورد موضوعات خارج از فیلم با هم صحبت می کردند و هیچکس از جایش بلند نشد و تماشای بقییه سریال هم در سکوت ادامه یافت و بلافاصله با تمام شدن فیلم افراد سالن تلویزیون را ترک کردند و آخرین نفر تلویزیون را خاموش کرد .
تحلیل ما مشاهدات و نتیجه گیری :
از مشاهداتی که درداخل اتاق ها انجام شد نتیجه گرفتیم هم اتاقی ها با توافق هم سریال یا برنامه خاصی را دنبال می کنند , در فاصله های نزدیک به هم می نشینند و نسبت به تلویزیون هم فاصله کمتری دارند موقع دیدن فیلم نباشد یا حضور نداشته باشد دوستان برایش بازگو می کنند در حین دیدن فیلم از تنقلات و میوه استفاده می شود افراد در حالت ریلکس و راحت هستند با هم بودن و دیدن فیلم لذت بخش است نه صرفا خود فیلم اگر بحث خیلی طولانی شود تذکر داده می شود زمانی که پخش فیلم قطع می شود افراد به انجام کارهای متفرقه می پردازند و جمع موقتا پراکنده می شود در انتهای فیلم اگر ترانه پخش شود معمولا صدای تلویزیون بالا تر برده می شود و افراد با آن همخوانی می کنند اما در سالن تلویزیون مشاهده فیلم به گونه ای کاملا متفاوت صورت می گیرد اگر تعداد افراد مساوی باشد فرد اولی که وارد سالن شده تعیین می کند که کدام برنامه مشاهده می شود و اگر چند گروه در سالن حاضر باشند گروهی تعیین کننده است که تعداد افراد آن بیشتر اشند در سالن تلویزیون فاصله افراد از هم و دستگاه تلویزیون بیشتر است و حالات نشستن و برخورد بین افراد نسبتا رسمی است در حین مشاهده تلویزیون با هم بحث و گفتگو نمی کنند و البته ا گر نکته نغزی توسط یکی از حاضرین بیان شود از آن استقبال می شود . که به نظر می رسد دلیل آن علاقه به برقراری ارتباط با دیگران باشد . در سالن تلویزیون به ندرت استفاده از خوراکی به چشم می خورد . در زمان پخش پیام ها بازرگانی معمولا افراد در همان حالتی که هستند باقی می مانندو به انجام کار دیگری نمی پردازند بلافاصلاه بعد از اتمام فیلم یا افراد سالن را ترک می کنند یا کانال تلویزیون عوض می شود و معمولا تیتراژ پایان فیلم مشاهده نمی شود .
بنابراین انگیزه مشاهده فیلم در سالن تلویزیون بسیار بیشتر از اتاق است میزان سکوت حاکم بر فضا در سالن تلویزیون بیشتر از اتاق است . افرادی که در سالن تلویزیون می شنینند اشتراک نظر بیشتری در رابطه با فیلمی که مشاهده می کنند دارند تا افرادی که در اتاق هستند . اما میزان احساس راحتی و صمیمیت در اتاق بیشتر است ولذت دیدن فیلم را در اتاق همراه بات سروصدا تماشا کنند تا در سکوتا سالن تلویزیون .
زندگینامه
صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1381 در خانه پدری در تهران تولد یافت . پدرش هدایت قلی خان هدایت ( اعتضاد الملک ) فرزند جعفرقلی هدایت ( نیرالملک ) و مادرش خانه عذری – زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبر الدوله دوم بود . پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروفترین نویسندگان , شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران می باشد که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است . او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1292 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد . در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لوبی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا کرد .
در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید . او ابتدا در بندر ( گان ) در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند . صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم کرد خود را در رودخانه مارن غرق کند ولی قایی سررسید و او را نجات دادند . سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد .در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از :
بزرگ علوی , مسعود فرزاد , مجتبی مینوی و صادق هدایت , در سال 1311 به اصفهان مسافرت کرد در همین سال از بانک ملی استعفا داده ودر اداره کل تجارت مشغول کار شد .
در سال 1312 سفری به شیراز کرد و مدتی در خانه عمویش دکتر کریم هدایت اقامت داشت . در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت . در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد . در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و بعلت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت . در سال 1315 در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد . در همین سال عازم هند شد وتحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انکل ساریا زبان پهلوی را فرا گ
رفت . در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و مجددا در بانک ملی ایران مشغول به کار شد . درسال 1317 از بانک ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت و ضمنا همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد و در سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد .
در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد . در سال 1324 براساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد . ضمنا همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران وشوروی برگزار شد . در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگره حاضر شود . در سال 1329 عازه پاریس شد و در 19 فروردین گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد . او تمام مدت عمر کوتاه خود را در خانه پدری زندگی کرد .
راوی انسان نومید معاصر
صادق هدایت
من در اینجا زندگی نامه صادق هدایت نوشته بابک صحرا نورد را مورد تحلیل قرار می دهم
شابد به جرات بتوان گفت که صادق هدایت تنها نویسنده ی بزرگ و شناخته شده ای است که می توانیم او را با نویسندگان توانایی همچون ( چزاره پاوزه ) و ( فرانتس کافکا ) مقایسه کنیم .
او اولین داستان کوتاه نویس مدرن ایران به مفهوم امروزی کلمه است . اگر چه ( دهخدا) و ( جمال زاده ) قبل از او پایه های اساسی این نوع ادبی نسبتا جوان را گذاشتند , اما هدایت با انتخاب آگاهانه تر و برخورداری از ذهن پوینده و کاشف خود توانست صناعات داستانویسی غربی را به صورت ماندگار و علمی وارد داستان کوتاه فارسی کند .
شخصیت چند بعدی او از زاویه های گوناگون قابل بررسی و آثار گونه گونش به لحاظ جامعه شناختی , روان شناختی , زیباشناختی و چه از نظر فرم , ساختار , فضا , پیرنگ , دیدگاه , جهان بینی , زبان و مضمون قابل تامل است .
تنها رمان کوتاه بوف کور از جزو شاهکارهای مسلم ادبیات داستانی معاصر محسوب می شود که تحسین برخی از بزرگان ادبیات جهان اندره برتون پایه گذار اصلی مکتب سورنالیسم و هنری میلر را بر انگیخته است و مقالات و کتاب های زیادی را در تحلیل و تفسیر به خود اختصاص داده و حتی به دنبال خود نوعی ادبیات بوف کوری را نیز به همراه آورده است.
دیدگاه ها و نظرات متناقضی نیز راجع به شخصیت و آثار بیان شده است به طور مثال محمود دولت آبادی حق مطلب را هدایت نویسنده ای ست خلاق روایت گر انسان نومید را وی گویای روحیه ی تاریک و بیمار روزگارش را وی انسان پریشان امروزی ست هر چند از خود خواسته و برخاسته است.
اما نیروی جبر را پذیرفته و تن به فراموشی سپرده و از اینجاست که تفاوت آشکار هدایت با نویسنده ای چون کافکا بر ما آشکار می شود چرا که شخصیت های جهان کافکا سعی می کنند تا به رهایی برسند اما در جهان هدایت همه راه به نیستی می برند و باز در اینجا قرابت هدایت را با خیام و حتی ژان پل سارتر از نظر جهان در می یابیم.
پیام کافکا و مقدمه ای بر رباعیات نشان دهنده ی ذهن جستجو گر و قلم توانای او در عرصه ی نقد ادبی ست که تصویر شخصیت هدایت را در لابه لای سطرهای این دو پژوهش می توان دید. چرا که هدایت در این دو اثر بخصوص در پیام کافکا دیدگاه های اساسی خود را راجع به هستی و نوسینده در این عصر برای ما بازگو می کند.
متاسفانه نوع برخورد عوامانه ای که با آثار هدایت شده از او شخصیتی منفور و بدبین ساخته اند که منحرف کننده ی ذهن جوانان است و خوانندگان را به نیستی و خودکشی می کشاند در یک برخورد کوتاه اما سالم باآثار هدایت تنها می توان گفت که این افراد فقط جنبه های منفی در آثار او را بزرگ جلوه داده اند در حالی که هر اندیشمند وهنرمندی یک وجهه مثبت هم دارد . هدایت نیز چنین بود . او نویسنده اجتماعش را عریان می کند و مانند هر نویسنده ای نتیجه گیری نیز می کند . د راین قسمت ( نتیجه گیری ) است که او را بدبین و حتی خطرناک جلوه داده اند . این افراد به خلاقیت وقلم هنرمندانه ای او یا بی تفاوتندیا آن را نمی بینند . هر خواننده ای اگر با تامل یک دوره ادبیات معاصر را دوره می کند , متوجه می شود که تنها او چنین نبوده . چوبک ,آل احمد , ساعدی, صادقی و ... همه به نوعی چنین حسی را در آثارشان بازتاب داده اند که ا لبته این مقوله ریشه در مسائل بنیادین فرهنگی و فلسفی ی جامعه ای دارد که چنین نویسندگانی از آن سر بر آورده اند .
هدایت در آثار خود تصاویر مرگبار و دلخراشی از مردم عادی و کوچه وبازار ساخته اما این تصاویر به قدری زنده و جاندار ترسیم شده که خواننده را به هم ذات پنداری با آنها وا می دارد . تصاویری که خواننده در آن پستی و ضعف انسان را می بیند ولمس می کند .
هدایت جزء هنرمندان بزرگی است که آگاهانه و با جدیت تفکرات و دغدغه های خود را در آثار با ارزشش به ثبت رساند و با ما از آشناترین و اصلی ترین مسائل انسانی سخن گفت اما به دلایل مختلف آشکار و پنهان همچون شخصیت پیچیده و درک نشده اش وبا مشاهده ی شکستهای پی در پی اجتماعی و فرهنگی , دیکتاتوری زمانش , جهل و عقب ماندگی مردم همعصر خود و بسیاری دیگر از مسائل پنهان و تاریک که بر ماهیچوقت آشکار نخواهد شد , در سال 1330 در هتلی در پاریس دست به خودکشی زد و بدین ترتیب مرگش را نیز نومیدانه اما با اراده ی خود سرود .
مسائل زندگی هدایت به دلیل پیچیدگی شخصیت او برای خواننده آثارش قابل درک نیست این مطلب به پیچیدگی شخصیت او بر می گردد . بیشترین مورد قابل توجه زندگی هدایت در نوشته های او اعمال شده . نویسنده قصد گفتن این مطلب را دارد که نباید در آثار هدایت تحت تاثیر زندگی او قرار بگیریم . نهایتا چیزی که از این مطالب درک می کنیم این است که نویسنده سعی کرده دیدگاه های منفی که درمورد هدایت وجود داشته را نقض کند
